تبلیغات
بیا و نرو - مطالب شهریور 1392


بیا و نرو

من برای متنفر بودن از کسایی که از من متنفرند وقتی ندارم....چون درگیر دوست داشتن کسایی هستم که منو دوست دارند


خدایا تو تنهایی ...

ولی تنهایی من کجا و تنهایی تو کجا!

رفیقم پرسید تنهایی چیست!؟

تنهایی روزگاریست تا در آن نباشی نمی توانی آنرا درک کنی.

توصیف درد تنهایی همانند این است که بخواهی مزه ی تلخی را با 

حرف زدن به کسی

 بفهمانی، تا کسی تلخی را نچشیده باشد تو هر چه تلخی را وصف 

کنی و بگویی که این

 چنین است و آن چنان است او نمی فهمد!

تنهایی انسان را می سازد ولی پیر می کند.

تنهایی جگر می خواهد.

تنهایی سعه ی صدر می خواهد.

تنهایی دل دریا می خواهد.

صرفا تحمل تنهایی و تنها زندگی کردن شرط نیست! شرط آن است

 که تنها باشی و در

 روزگارت موفق باشی.


نوشته شده در سه شنبه 26 شهریور 1392 | ساعت 12:55 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد


بدون واسطه دم از احد نخواهد زد

گدای کوی رضا شو ک آن امام رئوف

به سینه ی احدی دست رد نخواهد زد


بهترین شاد باش ها تقدیم به شما




نوشته شده در سه شنبه 26 شهریور 1392 | ساعت 09:52 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


یه وقتایی که دلت گرفته ؛

بغض داری ،

آروم نیستی !

دلت براش تنگ شده ....

حوصله ی هیچكسو نداری !

به یاد لحظه ای بیفت که :

اون همه ی بی قـراری های تو رو دید؛

اما ....

چشمـاشو بست و رفت ... !!!



نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور 1392 | ساعت 21:54 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


"دلتنگى"


حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره


تمنای بودنش را میکند..



نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور 1392 | ساعت 15:19 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


کافه سرد است...

میز من....

میهمان میخواهد...

اگر تنهایی ..

میهمان میز قلبم باش...

تا برایت تا آخر عمر میزبانی کنم..!!


نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور 1392 | ساعت 14:25 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


اماטּ از شبے ڪه برخـیـزمـــ ـ ـ ـ 

تـــ♥ـــو را بخواهم ..

ولے پاڪت سیگارمــ خالے باشد (!) ...


نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور 1392 | ساعت 23:44 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


اینایـــــــــــ ــــــــی که خنده هاشـــــ ــــــونــــــــــــ



گوشـــــــ ـــــــهـ فلـــــــ ـــــــــــ ــــــــک رو کـــ ــــر می کنهـ ...




همونایی هســ ـــــــ ــــــ ـــتن کهـ



صـــــ ــــــــ ـــــدایـــــ گریه هــــــــــ ــــــــــایـ آرومشــــ ـــــون



حتی بالشتشـــــــــ ـــــــــونـ نمی شنوهــــــــ...





نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور 1392 | ساعت 23:41 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


تــــــو کــــہ غـــریبـــــــہ نیستـــــے

دیگـــر نمیتـــــوانـــم خـــودم را بـــــہ

آن راهــے بـــزنـــم کـــہ نمیــدانـــم کجــاستـــــــ 

دلــــم همــــان راهـــے را میخــــواهـــد

کــــہ تـــ ـــو در امتــــدادش ایستــــاده بــاشــے...


نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور 1392 | ساعت 23:38 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


گاهی دلـــم میخواهد وقتی مثل کودکی هایم بغــــض میکنم...

خــــدا از آسمان به زمین بیاید . . .

اشــــک هایم را پاک کند . . .

دستم را بگیرد . . .و . . .

بگوید:"اینجا آدمــهــا اذیتت میکنند؟

بیا برویــــــــــم"...


نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور 1392 | ساعت 23:36 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


نگاه تــــــو مــرا عاشق تر از پیـــــش می کند

چه معجــــــــونی می شود زندگــــــی

با لمس دستانِ تـــــــو

با حسِ عشــــــــــــــــــقِ تـــــــو



نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور 1392 | ساعت 23:33 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


 جاگذاشته ام دلی

هرکه یافت

مژدگانی اش تمام “زندگی ام



نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور 1392 | ساعت 14:23 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


فلسفه نباف شاعر

چه ممکن - چه محال

چه جبر - چه اختیار

چه هر کووفت دیگری...!

او

رفته است دیگر!...



نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور 1392 | ساعت 14:23 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |



یجوری ازکنارم بروتابگن


بگن یارت از سنگه و دل نداشت


تشکر نکن بابت رفتنت

برو این فداکاری قابل نداشت......

نمیذارم از بودنم خسته شی


بیا این تو این جاده پاشو برو

اگه ریشه هام پیر و کهنست ولی

نمیذارم از هم بپاشه تورو........



نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور 1392 | ساعت 14:20 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


تعهد داشتن قشنگه 

حتی تعلق داشتن اینکه بدونی مال کسی هستی,

 سهم کسی هستی و اونم مال توئه,

 حق توئه,
 مهم نیست این تعهد امضاء بشه تو یه کاغذ پاره…..

اصلش جای دیگه سند خورده

 وسط دلامون

117510263

نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور 1392 | ساعت 14:07 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


به سلامتـــــــــــــــــــــــــی تو ...

ﺗــﻮﯾـﯽ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻣﯿﺎﯼ ﺣــﺮﻑ ﺑﺰﻧـﯽ ﻭ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻨـﯽ ﺳـﺮﯾـﻊ ﻣﯿﮕـﯽ : ﺑﯿــــﺨﯿـﺎﻝ !

ﺗــﻮﯾـﯽ ﮐﻪ ﺷــﺒﺎ ﻫﺪﻓﻮﻥ ﺗﻮ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑـﯽ! خیابونا رو دست تو دست ِ 

هدفونت قدم میزنی

همین تــــو...

تویی که نمیدونی کلا" چه مرگته...


نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور 1392 | ساعت 10:50 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


اینایی که تو پارک تنها یه گوشه میشینن و هندزفری تو گوششونه ! 

اینایی که تو خیابون همیشه سرشونو پایین میندازن و راه میرن .... 

اینایی که تو تاکسی همیشه خودشونو میچسبوونن به در که

 کناریشون معذب نباشه ! 

اینایی که دلشون واسه هیشکی تنگ نمیشه .... اینا ... اینا .... 

اینا رو خیـــــــــــــــــــلی مواظبشون باشین ! 

اینا هیچی واسه از دست دادن ندارن ... 

قبلاً یه نفر هر چی داشتن رو ازشون گرفته 


نوشته شده در شنبه 23 شهریور 1392 | ساعت 15:36 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


قـــدم نزن. 

این جـــا… 

این شعـــر ها ، آن قدر بارانی اند 

که می ترســم تمام لحظه هایت خیس شوند 


نوشته شده در شنبه 23 شهریور 1392 | ساعت 12:40 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


دلم تنگ می‌شود

چشمانم باران می‌خواهد 

خدایا! 

فرو بردن این همه بغض روزه را باطل نمی‌كند؟




نوشته شده در جمعه 22 شهریور 1392 | ساعت 12:51 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


حماقت که شاخ و دم ندارد!

حماقت یعنی من که 

اینقدر میروم تا تو دلتنگِ من شوی! 

... 

خبری از دلتنگی تو نمیشود! 

برمیگردم چون 

دلتنگت می شوم


نوشته شده در جمعه 22 شهریور 1392 | ساعت 12:39 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


یــه وقتــایــی دوس داری هـیـچ کســی رو نـبـیـنــی

تــنـها بــاشی

هـی اشـک بــریــزی

کـسی هــی بـهــت نـگـه چــی شــده؟

نــفـس عـمیــق بــکـشــی

آه بــلنــد بـکــشـی

تــنـها بــاشـی

تــنـهـای تــنــهـا!!

دیـشـب از خــدا خــواستــم

حـشــره‌ای بــاشـم

تــا بــه کـفـش‌هــایـت بــوسـه کنــم..

کـــــاش کمـی آرزویت بودم…!

نــیسـتـی درســت زمــانی کــه بــایــد بــاشــی..



نوشته شده در جمعه 22 شهریور 1392 | ساعت 12:22 | توسط جواد،شبگرد عاشق |نظرات |


قالب رایگان وبلاگ پیچك دات نت

. . .  . .